15 ماهگي
انگار هر چي بزرگتر ميشي روزها و شبها هم عادي تر ميشن و بجاي اينكه هر ماه به مناسبت روز تولدت مطلب بنويسم منتظر سالگرد تولدت ميشم...
سال اول زندگيت انگار با شب شدن هر روز من انتظار يك مدال طلا يا حداقل نقره رو داشتم كه تونستم اونروز رو بدون هيچ مشكلي تموم كنم و پسرك چند ماه خودم رو راس ساعت بخوابونم
اما حالا انقدر روزها سريع شب ميشن ،انقدر تو سرعت بازيهات زياد شده،انقدر بايد غذا بخوري،انقدر بايد مراقب آموزشهاي جسمي روحي و فكري تو باشم كه گاهي فقط با خميازهاي تو ميفهمم كه عقربه هاي ساعت نزديك 9 شب شدن و تو بايد بخوابي
اصلا انگار گذشت ماه رو نميتونم حس كنم از بس سريع ميگذرد
همه اينا رو گفتم كه بدوني داري با سرعت هر چه تمام خودت رو به دنياي آدم بزرگها ميرسوني و من ميمانم و ياد اينروزها ...
اينروزها حسابي بازيگوش شدي يعني از صبح كه بيدار ميشي شروع ميكني به بازي كردن،براي غذا خوردن با اينكه مدام ميگي به به اما كلي بايد باهات كلنجار برم، هنوز خوابيدن رو جزو اولويتهاي اصلي زندگيت ميدوني كه جاي شكرش باقيه،هر بار شستشوي تو كم كم 10 دقيقه طول ميكشه چون توعاشق اب بازي هستي و به قول خودت ميگي آپ (با تاكيد روي پ)،هنوز هم قايم موشك بازي را دوست داري البته ورژن جديدش را كه بايد زير پتو قايم بشي، با ماشينهايت هم خيلي قشنگ بازي ميكني و قام قامشون ميكني و روي زميتن هلشون ميدي
دامنه لغاتت حسابي گسترده شده
كيكي :كليد،سوييچ ماشين
گگ (با كسره): گردو
آپ: آب آشاميدني، آب بازي
ما : گاو عروسكي
جك جك :جو جو (راستي تو 2 روز صاحب يك جو جوي زرد بودي )
د(با فتحه):در كلا تو با در رابطه خوبي داري
ناناي : اهنگ
توتو:توپ (شايدهم ميگي توپ توپ )
هوووووووو:هر وسيله برقي كه بچرخد و صدا داشته باشد مثل جارو برقي ،هواكش، پنكه،مخلط كن وابميوه گيري...
دد(با فتحه و خيلي محكم):فرد مورد نظر را صدا ميكني
و هزارتاصوت دلنشين ديگه كه من نميدونم از كجا ياد گرفتم اما به راحتي ميتونم ترجمه كنم و خيلي راحت منظورت رو بفهمم
پ.ن: كابل دوربين همراهم نيست پس عكس هم نداريم



15 ماهگي